السلمي

371

مجموعة آثار السلمي

را خيلى آسان‌تر از بنيادها وأصول نظري كه زيربناى آداب واعمال آنهاست مىتوان از اين رساله استخراج كرد . بنابراين هنگامى كه از أصول نظري فرقهء ملامتيه سخن مىگوئيم ، صرفا استنباط ما ونتيجه‌گيرى از شواهدى است كه از روح تعاليم ايشان به دست مىآيد . آنچه را سلمى در اين رساله أصول ناميده است وتعداد آنها به چهل وپنج أصل مىرسد ، چيزى نيست جز آداب وصفات اساسى كه ملامتيه خود ومريدان خود را بدان ملزم ساخته‌اند ، ودر وضع يا توجيه آنها به كتاب وسنّت ويا أقوال مشايخ معروف صوفيه استناد جسته‌اند . پيش از اين يادآور شديم كه اين رساله به مسائل اصلى مذهب ملامتى از جنبه نظري آن كمتر مىپردازد . در اين مورد بايد آنچه را كه دربارهء روح ونفس وقلب وسرّ ، وترقى صوفي از هر يك از آن مراتب به ديگرى ونيز آنچه را دربارهء ذكر زبان وذكر دل وذكر روح وآفات هر يك گفته است از اين قاعده استثنا كرد . گمان من اين است كه أساس نظري عامي كه أصول مسلك ملامتى بر آن استوار شده است « انديشهء بدبينى » است كه مشايخ اين فرقه بر پايهء آن به نفس انساني نگريسته وروشى براي خوار كردن وكوچك شمردن ونكوهش ، ومحروم داشتن آن از همهء آنچه بدان نسبت داده مىشود ، از علم وعمل وعبادت وحال وغيره ، به صورت يك مكتب كامل ابداع كرده‌اند . اين وجههء نظر ممكن است از آئين زرتشتى بدان راه يافته باشد . « 69 » همين نظريهء بدبينانه ، منشأ الهام سخنان ووضع قواعد در رجال ملامتى بوده است . أصل اساسى ديگرى كه از أصل پيشين كاملا مستقل است ، شيوهء فتوّت وجوانمردى است كه گمان مىرود آن نيز - تا آنجا كه به ملامتيه مربوط مىشود - داراى ريشهء إيراني باشد . بنابراين ، نفس كه نظريهء بدبينانه به خوار داشتن وكوچك شمردن واتّهام دائمي آن حكم مىكند ، بايد فدا گردد ؛ در راه خدا ودر راه ديگران ، ودر اين از خود گذشتن وبر نفس به‌طور كامل فائق آمدن « ايثار » به معنى واقعي آن ، كه بارزترين مشخصّهء فتوّت است ، تحقق مىيابد .

--> ( 69 ) . أولا چنانكه در پاورقى شمارهء 64 يادآور شديم ، مؤلف محترم به علت عدم آشنائى با آئين زرتشتى ، انديشهء بدبينى را بدان منسوب داشته در حالي كه چنين موضوعي خالى از حقيقت است ؛ ثانيا ، انديشهء بدبينى يا نظر بدبينانه نسبت به جهان هستى ونفس را زيربناى اصلى انديشهء ملامتى دانسته است ، اما معلوم نيست اين استنتاج را از چه مقدماتى وبراساس چه عبارات وكلماتي از أقوال وآثار ملامتى به عمل آورده است ؟ اين نتيجه‌گيرى به فرض آنكه صحيح باشد با سخنان مؤلف در بخش‌هاى پيشين كتاب ، كه مسلك آنها را صرفا اخلاص ومبارزه با ريا وخودخواهى وخودنمائى معرفى كرده است كاملا مغايرت دارد ؛ ثالثا ، سخنانى كه در مباحث گذشته ، از أقوال ملامتيه مورد استناد مؤلف قرار گرفت ، هيچيك كمترين نشانى از بدبينى با خود نداشت . - م .